تبليغاتX

کلیک کن قشنگه


ღ♥ღ من اینجا بس دلم تنگ استღ♥ღ

ღ♥ღ من اینجا بس دلم تنگ استღ♥ღ

             فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد                                    

 

دل من با تو

هر دو بيزار از اين فاصله هاست

گاه مي انديشم

مي تواني تو به لبخندياين فاصله ها رو برداري

تو توانايي بخشش داري

دست هاي تو توانايي آن را دارد كه مرا زندگاني بخشد

چشم هاي تو به من آرامش مي بخشد

و تو چون مصرع شعري زيبا

سطر برجسته اي از زندگي من هستي

 


هیچ وقت نگو خوشحالی وقتی ناراحت هستی...
هیچ وقت نگو که خوبی وقتی حالت خوب نیست...
هیچ وقت نگو که احساس خوبی داری وقتی بد حال هستی...
و هرگز نگو که تنهایی وقتی من هنوز زنده ام!!!

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 16:11

تو به من خنديددي

و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه ي همسايه

سيب را  دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

 سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من نگاه كرد

سيب دندان زده از دست  تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز

سالهاست كه در گوش من آرام  آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

ميدهد آزارم

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا خانه ي كوچك ما

سيب نداشت .

                    

آن قدر مغرور بود كه هيچ وقت فكر نكردم دوستم داره اما در لحظه جدا شدن وقتي غرورش را شكست تازه فهميدم كه اون واقعا دوستم داشته نه من ...........

LLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLLL          

اين قدر بهم دروغ گفت كه وقتي داشتم براي هميشه ازش خداحافظي مي كردم دوست دارم گفتنش را هم دروغ پنداشتم .

OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO

وقتي تو كوچه پس كوچه هاي زندگي گم ميشم تو رو صدا ميزنم وقتي خودم را پيدا ميكنم عشق و صدا ميزنم تا گم نشم .

VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV

تو كتاب عاشقي درباره همه چيز نوشته جز شرط هاي عاشق شدن .

EEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE

 

          

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 21:14

پنج وارونه چه معنا دارد؟

خواهر کوچکم از من پرسيد،

من به او خنديدم.

گفت:مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو مي داد...

بغلش کردم و بوسيدم و گفتم:

هر زمان بارش بي وقفه ي درد سقف کوتاه دلت را خم کرد،

بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد.

شب رفت ومن بنشسته ام باگریه بیدارم هنوز

از اشک های من مپرس چون جویبارانم هنوز

درکوچه های خاطره درمأمن یاد توام

اما نمیدانم چرا امشب هراسانم هنوز

بیگانه با عشقم تویی مجنون وشیدایم هنوز

آواره ی دیدار تو هرشب پریشانم هنوز

عکس رخه زیبای تو بنشسته برجانم هنوز

ای وای صبح آمدومن باگریه بیدارم هنوز!...

 

 

دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...

گفتم دوستت دارم ...

و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....

رفتم تا بزرگ شوم ...

اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم.

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 14:49
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر چه مي خواهد دل تنگت بگو!!!!

هيشكي ندونه خدا كه مي دونه

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 16:43
عشقو ببین چه میکنه!!!!!!!!
بهم گفت:دوستم داری

بهش گفتم:اگه دوستت نداشتم عاشقت نمیشدم                                                                      

بهم گفت:میمیری برام

بهش گفتم:این روحم که با تو صحبت میکنه جسممو به خاطر تو از دست دادم

بهم گفت:چرامن؟

بهش گفتم:پس کی

بهم گفت:اگه رهات کنم

بهش گفتم:قبرمو با دستات کندی                                 

بهم گفت: دیوونه ای

بهش گفتم:دیوونگی برای تو در حکم عاقل بودن است برای من

خندیدو........................................

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 22:16
یه لحظه فکر کن!

هميشه بدون كه اگر خداتو فراموش كردي يعني خودت رو فراموش كردي

هميشه بدون اگه دل كسي رو شكستي كسي ديگه هم دل تو رو مي شكنه

هميشه بدون كه سختي هاي تو زندگي براي امتحان كردن توست

 هميشه بدون كه ثانيه هاي از دست رفته ديگه بر نمي گردن اما ثانيه هاي آينده فرا خواهند رسيد

هميشه بدون كه كليد موفقيت صبر و تلاش است

هميشه بدون پشت هر سختي آسا يش است

هميشه خداتو به خاطر چيزايي كه به تو داده شكر كن نه به خاطر چيزايي كه ازت گرفته بهش شكوه كني

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 20:51
تقدیم به اسطوره عشق مادر

در آسمان كوچك دلم تكه ابري است كه گاه و بي گاه بهانه تو را دارد بهانه بي تو بودن و بي تو ماندن و بي تو گذشتن ...........

اما اين حرف ها بهانه نيست حس معصومانه اي است نه يك بغض بهاري كه به يك بغل ستاره هم نمي توان داد .بي تو اين آسمان كوچك ديگر شب نمي شود بعد از آن بدرقه بي مسافر هنوز به انتظار چشمان توست. فقط با ستاره هاي نگاه تو اين آسمان شب مي شود .

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 18:15

انسان موجودي فوق العاده است .انسان با استعداد هاي منحصر به فرد تولد يافته است.هر كسي از توامنديهايي برخوردار است كه فرد ديگري از آن برخوردار نيست. احتمال اين كه دو نفر مثل هم باشند يك به 50ميليارد است و اين هرگز اتفاق نمي افتد.

هر كسي در وجود خود از چنان توانمندي اي برخوردار است كه مي تواند به همه  خواسته هاي خود برسد .ما براي موفقيت در زمينه هاي خاصي برنامه ريزي شده ايم و اگر بدانيم كه براي چه كاري طراحي شده ايم ميتوانيم در تمام مدت عمر به موفقيت برسيم .

به اميد مو فقيت هر ايراني

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 18:13
زندگی!!!!!

زندگي چون قفسي ست

قفسي تنگ

پراز تنهايي

وچه خوب است

لحظه غفلت ا ن زندانبان

بعد ازان هم پرواز

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 16:17
|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 12:33
وقتی دلت گرفت......

السلام عليك يا ابا المهدي

وقتي دلت گرفت با خدا حرف بزن كه جز او كسي به تو نزديك تر نيست كه خود مي گويد(ما نزديك تريم به او از رگ گردن).

وقتي دلت گرفت خداتو صدابزن وكتابشو بخون.

وقتي دلت گرفت سعي كن تو تنهايي بغضتو رها كني وگريه كني اخه يه وقتايي گريه كردن خيلي ادمو سبك مي كنه.

وقتي دلت گرفت به ايندت فكر كن به استعدادهايي كه در خودت داري به چيزايي كه با اون مي توني پيشرفت كني.

وقتي دلت گرفت سعي كن دل ديگري رو شاد كني .

وقتي دلت گرفت مهديتو صدا بكن واسه غربت اقات اشك بريز.

وقتي دلت گرفت.................

شهادت يازدهمين پيشواي ما شيعيان رو به محضر اقا امام زمان وهمه هم وطنان عزيزم تسليت مي گم.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 12:20
کنکور!!!!!

تا ميتونيد از فرصت استفاده كنيد......

اين رو نوشتم چون خودم سوم رياضي ام و سال بعد كنكور دارم

چندي پيش مطلبي را خوندم درباره كنكور فكر كنم جالب باشه نوشته

شده بود.

تو تنها به يك چيز فكر ميكني(كنكور)در حالي كه اگر من به جاي تو بودم به

دانشگاه فكر مي كردم به ديوار فكر نكن تو هيچ وقت نميتوني از ديوار

بگذري .تنها راه رسيدن به آنسوي ديوار (در) است و (كليد).

به خاطر داشته باش :تنها راه موفقيت تلاش و توكل بر خداست.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 21:26

خواهي كه همه روز بود بهر تو نوروز ؟

خواهي كه شود روز تو و بخت تو پيروز ؟

از چهره ي تابنده ي گل خنده بياموز

در چهره ي خود گلشني از خنده بر افروز!

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 17:45
قصه ی عشق

من اگه كسي رو داشتم ديگه در به در نبودم با غم وغربت و اندوه ديگه همسفر نبودم اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نمي كردم توي اين حصار پر درد با غمت سر نمي كردم كولي شب زده بودم پشت گريه صدات كردم از پس آيينه اشك تا هميشه نگات كردم درد عشق معناي مرگه مسلخ پاييز و برگه قصه ي عشق و حقيقت قصه ي گل و تگرگه.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 15:7

در زندگي به دو دوره زماني بر ميخوريم يكي گذشته و ديگري آينده. لحظه حال لحظه كوتاه و خلاصه شده اي است.بسياري به موضوعات و حوادث مربوط به گذشته فكر مي كنند .شكايت دائم از گذشته هيچ كمكي به ما نمي كند .احساسات منفي با حيات بخشيدن به حوادث گذشته همچنان زنده باقي ميماند تا شما را ناراحت كنند.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 14:28
به افتخارمون!!!

در كشتي عشق ناخدا مردانند

جان بر كف ميدان بلا مردانند

در ميانه اي كه پاي جان باختن است

مردان سپر بلاي نامردانند.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 13:10
سلام سلام

این وبلاگ مال منه مال خود خودمه

نظر بدهید. چاکرم

|+|
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 12:48